هرمزگان؛ آن‌سوی میدان جنگ

به گزارش خبرنگار ایرنا، جنگ همیشه با صدای انفجار وارد زندگی مردم نمی‌شود؛ گاهی اثر آن در سکوت و نااطمینانی ادامه پیدا می‌کند، ممکن است روزها از آخرین صدای مهیب گذشته باشد، اما نگرانی درباره آینده همچنان در ذهن خانواده‌ها باقی بماند؛ کسب‌وکاری که چشم‌انداز روشنی از روزهای پیش رو ندارد، خانواده‌ای که درآمدش به فعالیت‌های بندری و دریایی وابسته است، صیادی که شرایط دریا را متفاوت از گذشته می‌بیند یا جوانی که برای پیدا کردن شغل، بیش از پیش با تردید درباره آینده مواجه است.

برای هرمزگان، این وضعیت معنای ویژه‌ای دارد، تنگه هرمز در نگاه جهان یک آبراه راهبردی و یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی و تجارت است، اما برای مردم این استان، دریا بخشی از زندگی روزانه و اقتصاد خانوارهاست.

بندر، اسکله، صیادی، حمل‌ونقل، تجارت، خدمات و ده‌ها فعالیت دیگر به این جغرافیا گره خورده‌اند و طبیعی است که هرگونه تنش و نااطمینانی پیرامون تنگه، دیر یا زود اثر خود را در زندگی مردم نشان دهد، در چنین شرایطی، حفظ جریان عادی زندگی خود به یک مسئولیت بزرگ تبدیل می‌شود.

آن‌سوی میدان جنگ فقط مردم نیستند؛ دستگاه‌های اجرایی و خدمات‌رسان نیز در چنین شرایطی وظیفه دارند اجازه ندهند بحران، زندگی روزمره را بیش از اندازه تحت تأثیر قرار دهد، استمرار خدمات عمومی، تامین نیازهای ضروری، مدیریت بازار، مراقبت از زیرساخت‌های حیاتی، حفظ فعالیت‌های اقتصادی و توجه به وضعیت اقشار آسیب‌پذیر، بخشی از اقداماتی است که در دوره‌های پرتنش اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

هدف چنین اقداماتی، حذف کامل آثار بحران نیست؛ چرا که هیچ مدیریتی نمی‌تواند در شرایط جنگی همه پیامدهای یک بحران منطقه‌ای را از زندگی مردم جدا کند، هدف، کاهش دامنه این آثار و جلوگیری از تبدیل شدن نگرانی‌های مقطعی به بحران‌های گسترده‌تر اجتماعی و اقتصادی است.

هرچه دستگاه‌های مسئول بتوانند خدمات را پایدارتر نگه دارند، نیاز کمتری به مداخله اضطراری ایجاد می‌شود و جامعه فرصت بیشتری برای حفظ نظم و آرامش خود پیدا می‌کند، با این حال، حتی بهترین برنامه‌ریزی‌ها نیز نمی‌تواند واقعیت جغرافیایی هرمزگان را تغییر دهد؛ استانی که زندگی بخش‌هایی از مردم آن با دریا و فعالیت‌های پیرامون تنگه هرمز پیوند خورده است.

به همین دلیل، درک شرایط جنگی به معنای پذیرفتن یک واقعیت پیچیده است؛ اینکه ممکن است در یک مقطع صدای انفجار شنیده نشود، اما آثار نااطمینانی همچنان در اقتصاد، تصمیم‌های خانوارها و احساس عمومی جامعه باقی بماند. این همان جایی است که نقش مردم اهمیت پیدا می‌کند.

آن‌سوی بحران؛ جامعه‌ای که یکدیگر را تنها نمی‌گذارد

در روزهای عادی شاید کمک به دیگری بیشتر یک انتخاب شخصی به نظر برسد، اما در شرایط بحران، همدلی به بخشی از ظرفیت جامعه برای عبور از مشکلات تبدیل می‌شود. کار خیر در این شرایط نیز معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند. کمک مالی همچنان ضروری است؛ خانواده‌ای ممکن است برای درمان، تامین معیشت یا جبران یک خسارت به حمایت نیاز داشته باشد، اما همه نیازها را نمی‌توان با پول پاسخ داد.

گاهی آنچه یک انسان نیاز دارد، زمان دیگری است؛ پزشکی که بخشی از تخصص خود را در اختیار بیمار نیازمند قرار دهد، معلمی که دانش‌آموزی را در شرایط دشوار آموزشی رها نکند، فردی که برای دسترسی یک سالمند یا بیمار به خدمات ضروری وقت بگذارد یا گروهی که در روزهای پراضطراب، برای حمایت از خانواده‌های گرفتار وارد میدان شود. حتی یک همراهی ساده نیز در چنین روزهایی می‌تواند ارزشمند باشد.

وقتی جامعه در معرض فشار قرار می‌گیرد، احساس تنها ماندن می‌تواند خود بحران را بزرگ‌تر کند در مقابل، اطمینان از اینکه در صورت بروز مشکل، کسانی هستند که کنار انسان می‌ایستند، بخشی از فشار روانی را کاهش می‌دهد. از همین منظر، نیکوکاری تنها انتقال منابع از یک فرد برخوردار به فرد نیازمند نیست؛ انتقال احساس امنیت و تعلق نیز هست.

کار خیر فقط آن چیزی نیست که در حساب‌ها ثبت می‌شود

تصویر رایج از کار خیر معمولاً با کمک مالی، بسته معیشتی، تامین هزینه درمان یا ساخت یک مدرسه و مسجد شکل می‌گیرد؛ اقداماتی ارزشمند که همچنان بخش مهمی از فعالیت‌های خیرخواهانه هستند، اما شرایط امروز جامعه، تعریف گسترده‌تری از کارهای خیر پیش روی ما گذاشته است.

کسی که در بحران، بخشی از زمان خود را برای دیگری صرف می‌کند نیز کاز خیر می‌کند، کسی که تخصصش را بی‌چشمداشت در اختیار مردم می‌گذارد، خیر انجام می دهد، کارآفرینی که به جای کنار گذاشتن نیروی خود، تلاش می‌کند شغل او را حفظ کند نیز در حال انجام مسئولیت اجتماعی است، حتی حمایت از یک کسب‌وکار کوچک برای عبور از دوره رکود می‌تواند نوعی کمک باشد؛ زیرا پشت هر واحد صنفی کوچک، یک یا چند خانواده قرار دارند.

در هرمزگان که بخش مهمی از اقتصاد آن با دریا و فعالیت‌های وابسته به آن پیوند دارد، این نگاه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، کمک به حفظ یک شغل، آموزش یک مهارت، فراهم کردن امکان ادامه تحصیل یا حمایت از درمان یک بیمار، ممکن است در ظاهر یک اقدام کوچک باشد، اما در مقیاس اجتماعی می‌تواند مانع از شکل‌گیری یک مشکل بزرگ‌تر شود، اینجا همان نقطه‌ای است که کمک کردن از یک رفتار فردی به یک راه‌حل اجتماعی تبدیل می‌شود.

یکی از تفاوت‌های مهم کار خیر در شرایط بحران، ضرورت توجه هم‌زمان به «امروز» و «فردا»ست، در روزهای دشوار، کمک فوری برای عبور از یک مشکل ضروری است، اما اگر حمایت‌ها فقط به تامین نیازهای لحظه‌ای محدود بماند، ممکن است فرد یا خانواده پس از پایان کمک دوباره با همان مشکل روبه‌رو شود.

به همین دلیل، بخشی از ظرفیت خیرخواهی باید به سمت توانمندسازی حرکت کند؛ ایجاد اشتغال، حمایت از آموزش، تامین هزینه‌های درمانی، کمک به راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و فراهم کردن امکان بازگشت افراد به چرخه عادی زندگی. این نگاه، با شرایط اقتصادی هرمزگان نیز تناسب بیشتری دارد.

استانی که در کنار ظرفیت‌های بزرگ اقتصادی، جمعیت قابل توجهی از آن به مشاغل خُرد، خدماتی، دریایی و فصلی وابسته است، در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیرتر است، خیر ماندگار، خیری است که بتواند بخشی از این آسیب‌پذیری را کاهش دهد.

سرمایه‌ای که در روزهای سخت بیشتر دیده می‌شود

شرایط جنگی، فارغ از میزان درگیری مستقیم، هزینه‌هایی دارد که همه آنها در آمار خسارت‌های مادی قابل اندازه‌گیری نیستند، اضطراب، نااطمینانی، کاهش قدرت تصمیم‌گیری، نگرانی درباره آینده شغلی و فشار روانی خانواده‌ها، بخشی از این هزینه‌هاست.

در چنین وضعیتی، دستگاه‌های مسئول با مدیریت شرایط و حفظ خدمات عمومی، یک بخش از بار بحران را بر دوش می‌کشند و جامعه نیز با مسئولیت‌پذیری و مشارکت می‌تواند بخش دیگری را تحمل‌پذیرتر کند، این دو در برابر یکدیگر نیستند؛ مکمل یکدیگرند.

مدیریت بحران بدون همراهی مردم دشوار است و مشارکت مردمی نیز بدون وجود سازوکارهای منسجم و حمایت دستگاه‌های مسئول، نمی‌تواند همه مسائل را حل کند، از همین رو شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای روزهای سخت، تقویت همین پیوند باشد؛ اینکه مردم بدانند در کنار ساختارهای رسمی، شبکه‌ای انسانی نیز برای حمایت از آنها وجود دارد.

در اخبار جنگ، نگاه‌ها معمولاً به میدان نبرد، تحولات سیاسی و نظامی و سرنوشت تنگه‌ها و مرزهاست؛ اما آن‌سوی این اخبار، زندگی مردم قرار دارد، مردمی که باید کار کنند، بیمارشان را درمان کنند، برای فرزندانشان آینده بسازند و با وجود نااطمینانی‌ها، زندگی را متوقف نکنند.

هرمزگان به دلیل جایگاه ویژه خود در کنار تنگه هرمز، نمی‌تواند از پیامدهای چنین شرایطی فاصله بگیرد. ممکن است روزی صدای انفجار شنیده نشود، اما اثر بحران همچنان در تصمیم‌های اقتصادی، نگرانی خانواده‌ها و مناسبات اجتماعی احساس شود، در چنین شرایطی، شاید معنای واقعی روز جهانی خیریه نیز بیش از همیشه آشکار شود؛ اینکه کار خیـر کردن فقط بخشیدن بخشی از دارایی نیست، بلکه ایستادن کنار دیگری در زمانی است که عبور از مسیر برای او دشوار شده است.

یک دست برای کمک، یک تخصص برای گره‌گشایی، یک شغل برای حفظ معیشت، یک فرصت برای ادامه تحصیل و حتی یک همراهی ساده، هر کدام می‌تواند بخشی از زنجیره‌ای باشد که اجازه نمی‌دهد بحران، پیوندهای اجتماعی را از هم بگسلد.

آن‌سوی میدان جنگ، شاید مهم‌ترین نبرد، نبرد برای حفظ زندگی باشد؛ برای اینکه اضطراب به بی‌اعتمادی تبدیل نشود، فشار اقتصادی به فروپاشی خانواده نرسد و هیچ‌کس احساس نکند در روزهای دشوار تنها مانده است.

هرمزگان در ماه‌های پرالتهاب گذشته، تنها جغرافیای نزدیک به یک آبراه راهبردی نبوده است؛ جامعه‌ای بوده که تلاش کرده در کنار مدیریت رسمی بحران، با تکیه بر ظرفیت مردم و فرهنگ کمک به یکدیگر، زندگی را ادامه دهد، آن‌سوی میدان جنگ، هنوز زندگی جریان دارد و گاهی قوی‌ترین پاسخ به بحران، موشک و انفجار نیست، بلکه جامعه‌ای است که در روزهای سخت، دست یکدیگر را رها نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

پست بعدی

عارف: افسران جنگ‌های آینده، دانشمندان جوان و فناوران هستند/ چماق هسته‌ای دروغی بیش نبود

ش سپتامبر 5 , 2026
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، «محمدرضا عارف» امروز شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴ در دومین جشنواره توانمندسازی و کارآفرینی علوی با مرور حوادث تحمیلی دشمنان علیه ملت ایران طی سال‌های گذشته، اظهار داشت: بسیاری از کودتاها، تغییرات، تحولات و حتی انقلاب‌ها تسلیم جریان سلطه می‌شد، یا از یک مجموعه انقلابی به […]
اجرا شده توسط: